أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
50
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
بر جا ماندند . و به همين مناسبت سرچشمهء علم و دانش را كه امام على نقى بود به سامرا بردند و در يك حصار تنگ تحت نظر گرفته شد و كمتر مردم دسترسى داشتند كه از امام استفاده كنند . در برابر غدقن از پژوهش و انديشهء علمى ، لهو و لعب و بازى و خوشگذرانى ميان مردم به پيروى از دربار خلافت رواج پيدا كرد و كمال مطلوب شعر گفتن و شعر دانستن بود كه وسيلهء مدح خليفه و رجال دربار و خوانندگى مغنيان بود و سرگرمى خليفه و وابستگان او . مسعودى در همان صفحه گويد : هيچ كدام از خلفاء گذشته عباسى در مجلس خود بازى و مضحكه و شوخى كه مردم از آن كناره مىكردند پديدار نكرد جز متوكل كه در اين باره پيشتاز شد و آن را پديد آورد و هر نوع از آن را مرتكب شد و ترويج كرد و بيشتر خواص و رعيتش به دو گرائيدند و هيچ يك از وزيران و مقربان و سردارانش بجود و بخشش موصوف نبودند و از شوخى و خوشگذرانى بر كنار نبودند . 3 - سختگيرى به شيعيان آل محمد و خاندان ابى طالب و كوشش در محو آثار آنان كه سرچشمهء دانش و پژوهش بودند و اين هم پيروى از عمر بود در روزگار حكومتش . مسعودى در ص 134 ج 4 مروج نامبرده در بارهء وضع منتصر عباسى گويد ، منتصر مردى بردبار بود و خردى ژرف داشت ، پر احسان و شائق به كار خير بود ، با سخاوت ، اديب ، پارسا بود و خود را باخلاق كريمه و خوشخوئى و انصاف بسيار واميداشت كه خليفهاى پيش از او مانندش نبود - تا گويد - خاندان ابى طالب پيش از خلافت او سخت در رنج بودند و بيم از جان خود داشتند ، و از زيارت قبر حسين عليه السلام و زيارت نجف در زمين كوفه ممنوع بودند و هم زيارت اين مشاهد بر ديگر شيعيان غدقن بود ، و متوكل در سال 236 چنين فرمانى داد و در آن سال به